کانون امام حسن مجتبی(ع) دانشگاه صنعتی سیرجان
جان به قربان کریمی که کرم زنده از اوست ...

بازدید : 376 مرتبه
تاریخ : 5 مرداد 1393

قالَ الا مامُ اءبو الحسن ، علىّ الهادى صلوات اللّه و سلامه علیه :

۱ مَنِ اتَّقىَ اللّهَ یُتَّقى ، وَمَنْ اءطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَنْ اءطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقینَ، وَمَنْ اءسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ اءنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقینَ.(۶۲)

ترجمه :
فرمود: کسى که تقوى الهى را رعایت نماید و مطیع احکام و مقرّرات الهى باشد، دیگران مطیع او مى شوند.
و هر شخصى که اطاعت از خالق نماید، باکى از دشمنى و عداوت انسان ها نخواهد داشت ؛ و چنانچه خداى متعال را با معصیت و نافرمانى خود به غضب درآورد، پس سزاوار است که مورد خشم و دشمنى انسان ها قرار گیرد.

۲ قالَ علیه السلام : مَنْ اءنِسَ بِاللّهِ اسْتَوحَشَ مِنَ النّاسِ، وَعَلامَةُ الاُْنْسِ بِاللّهِ الْوَحْشَةُ مِنَ النّاسِ.(۶۳)

ترجمه :
فرمود: کسى که با خداوند متعال مونس باشد و او را اءنیس خود بداند، از مردم احساس وحشت مى کند.
و علامت و نشانه اءنس با خداوند وحشت از مردم است یعنى از غیر خدا نهراسیدن و از مردم احتیاط و دورى کردن .

۳ قالَ علیه السلام :السَّهَرَ اءُلَذُّ الْمَنامِ، وَالْجُوعُ یَزیدُ فى طیبِ الطَّعامِ.(۶۴)

ترجمه :
فرمود: شب زنده دارى ، خواب بعد از آن را لذیذ مى گرداند؛ و گرسنگى در خوشمزگى طعام مى افزاید یعنى هر چه انسان کمتر بخوابد بیشتر از خواب لذت مى برد و هر چه کم خوراک باشد مزّه غذا گواراتر خواهد بود .

۴ قالَ علیه السلام : لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدِرْتَ عَلَیْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إ لَیْهِ، فَإ نَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ.(۶۵)

ترجمه :
فرمود: از کسى که نسبت به او کدورت و کینه دارى ، صمیّمیت و محبّت مجوى .
همچنین از کسى که نسبت به او بدگمان هستى ، نصیحت و موعظه طلب نکن ، چون که دیدگاه و افکار دیگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آن ها مى باشد.

۵ قالَ علیه السلام : الْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَالْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داعٍ إ لَى الْغَمْطِ وَالْجَهْلِ، وَالبُخْلُ اءذَمُّ الاْ خْلاقِ، وَالطَّمَعُ سَجیَّةٌ سَیِّئَةٌ.(۶۶)

ترجمه :
فرمود: حسد موجب نابودى ارزش و ثواب حسنات مى گردد.
تکبّر و خودخواهى جذب کننده دشمنى و عداوت افراد مى باشد.
عُجب و خودبینى مانع تحصیل علم خواهد بود و در نتیجه شخص را در پَستى و نادانى نگه مى دارد.
بخیل بودن بدترین اخلاق است ؛ و نیز طَمَع داشتن خصلتى ناپسند و زشت مى باشد.

۶ قالَ علیه السلام : الْهَزْلُ فکاهَةُ السُّفَهاءِ، وَ صَناعَةُ الْجُهّالِ.(۶۷)

ترجمه :
فرمود: مسخره کردن و شوخى هاى – بى مورد – از بى خردى است و کار انسان هاى نادان مى باشد.

۷ قالَ علیه السلام : الدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.(۶۸)

ترجمه :
فرمود: دنیا همانند بازارى است که عدّه اى در آن براى آخرت سود مى برند و عدّه اى دیگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند.

۸ قالَ علیه السلام : النّاسُ فِى الدُّنْیا بِالاْ مْوالِ وَ فِى الاَّْخِرَةِ بِالاْ عْمالِ.(۶۹)

ترجمه :
فرمود: مردم در دنیا به وسیله ثروت و تجمّلات شهرت مى یابند ولى در آخرت به وسیله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.

۹ قالَ علیه السلام : مُخالَطَةُ الاْ شْرارِ تَدُلُّ عَلى شِرارِ مَنْ یُخالِطُهُمْ.(۷۰)

ترجمه :
فرمود: همنشین شدن و معاشرت با افراد شرور نشانه پستى و شرارت تو خواهد بود.

۱۰ قالَ علیه السلام : أ هْلُ قُمْ وَ أ هْلُ آبَةِ مَغْفُورٌلَهُمْ ، لِزیارَتِهِمْ لِجَدّى عَلىّ ابْنِ مُوسَى الرِّضا عَلَیْهِ السَّلامُ بِطُوس ، اءلا وَ مَنْ زارَهُ فَأ صابَهُ فى طَریقِهِ قَطْرَةٌ مِنَ السَّماءِ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ.(۷۱)

ترجمه :
فرمود: اءهالى قم و اءهالى آبه یکى از روستاهاى حوالى ساوه آمرزیده هستند به جهت آن که جدّم امام رضا علیه السلام را در شهر طوس زیارت مى کنند.
و سپس حضرت افزود: هر که جدّم امام رضا علیه السلام را زیارت کند و در مسیر راه صدمه و سختى تحمّل کند خداوند آتش را بر بدن او حرام مى گرداند.

۱۱ عَنْ یَعْقُوبِ بْنِ السِّکیتْ، قالَ: سَاءلْتُ أ بَاالْحَسَنِ الْهادى علیه السلام : ما بالُ الْقُرْآنِ لا یَزْدادُ عَلَى النَّشْرِ وَالدَّرْسِ إ لاّ غَضاضَة ؟
قالَ علیه السلام : إ نَّ اللّهَ تَعالى لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمانٍ دُونَ زَمانٍ، وَلالِناسٍ دُونَ ناسٍ، فَهُوَ فى کُلِّ زَمانٍ جَدیدٌ وَ عِنْدَ کُلِّ قَوْمٍ غَضُّ إ لى یَوْمِ الْقِیامَةِ.(۷۲)

ترجمه :
یکى از اصحاب حضرت به نام ابن سِکیّت گوید: از امام هادى علیه السلام سؤ ال کردم : چرا قرآن با مرور زمان و زیاد خواندن و تکرار، کهنه و مندرس نمى شود؛ بلکه همیشه حالتى تازه و جدید در آن وجود دارد؟
مام علیه السلام فرمود: چون که خداوند متعال قرآن را براى زمان خاصّى و یا طایفه اى مخصوص قرار نداده است ؛ بلکه براى تمام دوران ها و تمامى اقشار مردم فرستاده است ، به همین جهت همیشه حالت جدید و تازه اى دارد و براى جوامع بشرى تا روز قیامت قابل عمل و اجراء مى باشد.

۱۲ قالَ علیه السلام :الْغَضَبُ عَلى مَنْ لا تَمْلِکُ عَجْزٌ، وَ عَلى مَنْ تَمْلِکُ لُؤْمٌ.(۷۳)

ترجمه :
فرمود: غضب و تندى در مقابل آن کسى که توان مقابله با او را ندارى ، علامت عجز و ناتوانى است ، ولى در مقابل کسى که توان مقابله و رو در روئى او را دارى علامت پستى و رذالت است .

۱۳ قالَ علیه السلام : یَاْتى عَلماءُ شیعَتِنا الْقَوّامُونَ بِضُعَفاءِ مُحِبّینا وَ اءهْلِ وِلایَتِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَالاْ نْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تیجانِهِمْ.(۷۴)

ترجمه :
فرمود: علماء و دانشمندانى که به فریاد دوستان و پیروان ما برسند و از آن ها رفع مشکل نمایند، روز قیامت در حالى محشور مى شوند که تاج درخشانى بر سر دارند و نور از آن ها مى درخشد.

۱۴ قالَ علیه السلام : لِبَعْضِ قَهارِمَتِهِ: اسْتَکْثِرُوا لَنا مِنَ الْباذِنْجانِ، فَإ نَّهُ حارُّ فى وَقْتِ الْحَرارَةِ، بارِدٌ فى وَقْتِ الْبُرُودَةِ، مُعْتَدِلٌ فِى الاْ وقاتِ کُلِّها، جَیِّدٌ عَلى کلِّ حالٍ.(۷۵)

ترجمه :
به بعضى از غلامان خود فرمود: بیشتر براى ما بادمجان پخت نمائید که در فصل گرما، گرم و در فصل سرما، سرد است .
و در تمام دوران سال معتدل مى باشد و در هر حال مفید است .

۱۵ قالَ علیه السلام : التَّسْریحُ بِمِشْطِ الْعاجِ یُنْبُتُ الشَّعْرَ فِى الرَّأ سِ، وَ یَطْرُدُ الدُّودَ مِنَ الدِّماغِ، وَ یُطْفِى ءُ الْمِرارَ، وَ یَتَّقِى اللِّثةَ وَ الْعَمُورَ.(۷۶)

ترجمه :
فرمود: شانه کردن موها به وسیله شانه عاج ، سبب روئیدن و افزایش مو مى باشد، همچنین سبب نابودى کرم هاى درون سر و مُخ خواهد شد و موجب سلامتى فکّ و لثه ها مى گردد.

۱۶ قالَ علیه السلام : اُذکُرْ مَصْرَعَکَ بَیْنَ یَدَىْ اءهْلِکَ لا طَبیبٌ یَمْنَعُکَ، وَ لا حَبیبٌ یَنْفَعُکَ.(۷۷)

ترجمه :
فرمود: بیاد آور و فراموش نکن آن حالت و موقعى را که در میان جمع اعضاء خانواده و آشنایان قرار مى گیرى و لحظات آخر عمرت سپرى مى شود و هیچ پزشکى و دوستى و ثروتى نمى تواند تو را از آن حالت نجات دهد.

۱۷ قالَ علیه السلام : إ نَّ الْحَرامَ لایَنْمى ، وَإ نْ نَمى لا یُبارَکُ فیهِ، وَما اءَنْفَقَهُ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ کانَ زادَهُ إ لَى النّارِ.(۷۸)

ترجمه :
فرمود: همانا اموال حرام ، رشد و نموّ ندارد و اگر هم احیاناً رشد کند و زیاد شود برکتى نخواهد داشت و با خوشى مصرف نمى گردد.
و آنچه را از اموال حرام انفاق و کمک کرده باشد اءجر و پاداشى برایش نیست و هر مقدارى که براى بعد از خود به هر عنوان باقى گذارد معاقب مى گردد.

۱۸ قالَ علیه السلام : اَلْحِکْمَةُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَةِ.(۷۹)

ترجمه :
فرمود: حکمت اثرى در دل ها و قلب هاى فاسد نمى گذارد.

۱۹ قالَ علیه السلام : مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیْهِ.(۸۰)

ترجمه :
فرمود: هر که از خود راضى باشد بدگویان او زیاد خواهند شد.

۲۰ قالَ علیه السلام : اَلْمُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتان .(۸۱)

ترجمه :
فرمود: مصیبتى که بر کسى وارد شود و صبر و تحمّل نماید، تنها یک ناراحتى است ؛ ولى چنانچه فریاد بزند و جزع کند دو ناراحتى خواهد داشت .

۲۱ قالَ علیه السلام : اِنّ لِلّهِ بِقاعاً یُحِبُّ اءنْ یُدْعى فیها فَیَسْتَجیبُ لِمَنْ دَعاهُ، وَالْحیرُ مِنْها.(۸۲)

ترجمه :
فرمود: براى خداوند بقعه ها و مکان هائى است که دوست دارد در آن ها خدا خوانده شود تا آن که دعاها را مستجاب گرداند که یکى از بُقْعه ها حائر و حرم امام حسین علیه السلام خواهد بود.

۲۲ قالَ علیه السلام : اِنّ اللّهَ هُوَ الْمُثیبُ وَالْمُعاقِبُ وَالْمُجازى بِالاَْعْمالِ عاجِلاً وَآجِلاً.(۸۳)

ترجمه :
فرمود: همانا تنها کسى که ثواب مى دهد و عِقاب مى کند و کارها را در همان لحظه یا در آینده پاداش مى دهد، خداوند خواهد بود.

۲۳ قالَ علیه السلام : مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَاءمَنْ شَرَّهُ.(۸۴)

ترجمه :
فرمود: هرکس به خویشتن إ هانت کند و کنترل نفس نداشته باشد خود را از شرّ او در اءمان ندان .

۲۴ قالَ علیه السلام : اَلتَّواضُعُ اءنْ تُعْطَیَ النّاسَ ما تُحِبُّ اءنْ تُعْطاهُ.(۸۵)

ترجمه :
فرمود: تواضع و فروتنى چنان است که با مردم چنان کنى که دوست دارى با تو آن کنند.

۲۵ قالَ علیه السلام : اِنّ الْجِسْمَ مُحْدَثٌ وَاللّهُ مُحْدِثُهُ وَ مُجَسِّمُهُ.(۸۶)

ترجمه :
فرمود: همانا اجسام ، جدید و پدیده هستند و خداوند متعال به وجود آورنده و تجسّم بخش آن ها است .

۲۶ قالَ علیه السلام : لَمْ یَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَیْئىٌ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْیاءَ بَدیعاً، وَاخْتارَ لِنَفْسِهِ اءحْسَنَ الاْ سْماء.(۸۷)

ترجمه :
فرمود: خداوند از اءزَل ، تنها بود و چیزى با او نبود، تمام موجودات را با قدرت خود آفریده ، و بهترین نام ها را براى خود برگزید.

۲۷ قالَ علیه السلام : اِذا قامَ الْقائِمُ یَقْضى بَیْنَ النّاسِ بِعِلْمِهِ کَقَضاءِ داوُد علیه السلام وَ لا یَسْئَلُ الْبَیِّنَةَ.(۸۸)

ترجمه :
فرمود: زمانى که حضرت حجّت (عجّ) قیام نماید در بین مردم به علم خویش قضاوت مى نماید؛ همانند حضرت داود علیه السلام که از دلیل و شاهد سؤ ال نمى فرماید.

۲۸ قالَ علیه السلام : مَنْ اَطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقینَ وَ مَنْ اءسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ اءنْ یَحِلَّ بِهِ الْمَخْلُوقینَ.(۸۹)

ترجمه :
فرمود: هرکس مطیع و پیرو خدا باشد از قهر و کارشکنى دیگران باکى نخواهد داشت .

۲۹ قالَ علیه السلام : اَلْعِلْمُ وِراثَةٌ کَریمَةٌ وَالاْ دَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَالْفِکْرَةُ مِرْآتٌ صافَیةٌ.(۹۰)

ترجمه :
فرمود: علم و دانش بهترین یادبود براى انتقال به دیگران است ، ادب زیباترین نیکى ها است و فکر و اندیشه آئینه صاف و تزیین کننده اعمال و برنامه ها است .

۳۰ قالَ علیه السلام : الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ، داعٍ إ لىَ الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ.(۹۱)

ترجمه :
فرمود: خودبینى و غرور، انسان را از تحصیل علوم باز مى دارد و به سمت حقارت و نادانى مى کشاند.

۳۱ قالَ علیه السلام : لا تُخَیِّبْ راجیکَ فَیَمْقُتَکَ اللّهُ وَ یُعادیکَ.(۹۲)

ترجمه :
فرمود: کسى که به تو امید بسته است ناامیدش مگردان ، وگرنه مورد غضب خداوند قرار خواهى گرفت .

۳۲ قالَ علیه السلام : مَا اسْتَراحَ ذُو الْحِرْصِ.(۹۳)

ترجمه :
فرمود: شخص طمّاع و حریص نسبت به اموال و تجمّلات دنیا هیچگاه آسایش و استراحت نخواهد داشت .

۳۳ قالَ علیه السلام : الْعِتابُ مِفْتاحُ التَّقالى ، وَالعِتابُ خَیْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.(۹۴)

ترجمه :
فرمود: (مواظب باش که ) عتاب و پرخاش گرى ، مقدّمه و کلید غضب است ، ولى در هر حال پرخاش گرى نسبت به کینه و دشمنى درونى بهتر است (چون کینه ، ضررهاى خظرناک ترى را در بردارد).

۳۴ قالَ علیه السلام : الْغِنى قِلَّةُ تَمَنّیکَ، وَالرّضا بِما یَکْفیکَ، وَ الْفَقْرُ شَرَهُ النّفْسِ وَ شِدَّةُ القُنُوطِ، وَالدِّقَّةُ إ تّباعُ الْیَسیرِ وَالنَّظَرُ فِى الْحَقیرِ.(۹۵)

ترجمه :
متر آرزو و توقّع باشد و به آنچه موجود و حاضر است راضى و قانع گردى ، ولیکن فقر و تهى دستى در آن موقعى است که آرزوهاى نفسانى اهمیّت داده شود، امّا دقّت و توجّه به مسائل ، اهمیّت دادن به امکانات موجود و مصرف و استفاده صحیح از آن ها است ، اگر چه ناچیز و کم باشد.

۳۵ قالَ علیه السلام : الاِْمامُ بَعْدى الْحَسَنِ، وَ بَعْدَهُ ابْنُهُ الْقائِمُ الَّذى یَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.(۹۶)

ترجمه :
فرمود: امام و خلیفه بعد از من (فرزندم ) حسن ؛ و بعد از او فرزندش مهدى موعود علیهما السلام مى باشد که زمین را پر از عدل و داد مى نماید، همان طورى که پر از ظلم و ستم گشته باشد.

۳۶ قالَ علیه السلام : إ ذا کانَ زَمانُ الْعَدْلِ فیهِ أ غْلَبُ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أ نْ یُظُنَّ بِأ حَدٍ سُوءاً حَتّى یُعْلَمَ ذلِکَ مِنْهُ.(۹۷)

ترجمه :
فرمود: در آن زمانى که عدالت اجتماعى ، حاکم و غالب بر تباهى باشد، نباید به شخصى بدگمان بود مگر آن که یقین و معلوم باشد.

۳۷ قالَ علیه السلام : إ نَّ لِشیعَتِنا بِوِلایَتِنا لَعِصْمَةٌ، لَوْ سَلَکُوا بِها فى لُجَّةِ الْبِحارِ الْغامِرَةِ.(۹۸)

ترجمه :
فرمود: همانا ولایت ما اهل بیت براى شیعیان و دوستانمان پناهگاه اءمنى مى باشد که چنانچه در همه امور به آن تمسّک جویند، بر تمام مشکلات (مادّى و معنوى ) فایق آیند.

۳۸ قالَ علیه السلام : یا داوُدُ لَوْ قُلْتَ: إ نَّ تارِکَ التَّقیَّةَ کَتارِکِ الصَّلاةِ لَکُنتَ صادِقاً.(۹۹)

ترجمه :
فرمود: به یکى از اصحابش – به نام داود صرّمى – فرمود: اگر قائل شوى که ترک تقیّه همانند ترک نماز است ، صادق خواهى بود.

۳۹ قالَ: سَاءلْتُهُ عَنِ الْحِلْمِ؟ فَقالَ علیه السلام : هُوَ اءنْ تَمْلِکَ نَفْسَکَ وَ تَکْظِمَ غَیْظَکَ، وَ لا یَکُونَ ذلَکَ إ لاّ مَعَ الْقُدْرَةِ.(۱۰۰)

ترجمه :
یکى از اصحاب از آن حضرت پیرامون معناى حِلم و بردبارى سؤ ال نمود؟
حضرت در پاسخ فرمود: این که در هر حال مالک نَفْس خود باشى و خشم خود را فرو برى و آن را خاموش نمائى و این تحمّل و بردبارى در حالى باشد که توان مقابله با شخصى را داشته باشى .

۴۰ قالَ علیه السلام : اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنیا دارَ بَلْوى وَالاْ خِرَةَ دارَ عُقْبى ، وَ جَعَلَ بَلْوى الدّنیا لِثوابِ الاْ خِرَةِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْ خِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدّنیا عِوَضاً.(۱۰۱)

ترجمه :
فرمود: همانا خداوند، دنیا را جایگاه بلاها و امتحانات و مشکلات قرار داد؛ و آخرت را جایگاه نتیجه گیرى زحمات ، پس بلاها و زحمات و سختى هاى دنیا را وسیله رسیدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنیا را در آخرت عطا مى فرماید.



لینک ثابت
موضوع : مذهبی - با شهدا
ارسال توسط kanoon-hamyari1
بازدید : 725 مرتبه
تاریخ : 5 مرداد 1393

۱- نهج‌البلاغه دارای ۲۴۱خطبه می‌باشد.

۲- نهج‌البلاغه دارای ۷۹ نامه می‌باشد.

۳- نهج‌البلاغه دارای ۴۸۰ حکمت می‌باشد.

۴- طولانی‌ترین خطبه، خطبه ۱۹۲ می‌باشد که به خطبه قاصعه مشهور است.

۵- کوتاهترین خطبه، خطبه ۶۱ نهج‌البلاغه است، که در مورد خوارج می‌باشد.(لا تقاتلوا الخوارج …)

۶- طولانی‌ترین نامه، نامه۵۳ است، که مشهور به عهدنامه مالک اشتر می‌باشد.

۷- کوتاهترین نامه، نامه ۷۹ است که خطاب به فرماندهان لشکرها می‎باشد.

۸- طولانی‌ترین حکمت، حکمت ۱۴۷ می‌باشد که خطاب به کمیل بن زیاد نخعی فرموده است.

۹- کوتاهترین حکمت، حکمت ۱۸۷ می‌باشد که درباره کوچ کردن از دنیا است. «الرحیل و شیک» کوچ کردن(از دنیا) نزدیک است! و حکمت ۴۱۸ که درباره صبر و بردباری می‌باشد«الحلم عشیره» حلم و بردباری قوم و عشیره است.

۱۰- نهج‌البلاغه توسط سید ابوالحسن محمدبن حسین الطاهر المناقب مشهور به سید رضی(رحمه الله علیه) جمع‌آوری شده است.

۱۱- جمع آوری نهج‌البلاغه در ماه رجب سال ۴۰۰ قمری به اتمام رسیده است.

۱۲- آخرین جمله نهج‌البلاغه درباره دوست می‌باشد که می‌فرماید: «اذا احتشم المؤمن اخاه فقد فارقه».  به خشم آوردن و شرمنده ساختن دوست مقدمه جدایی از دوست است.

۱۳- در اکثر خطبه‌ها حضرت علی ـ علیه السلام ـ به «تقوی» که مانع انجام همه گناهان است اشاره کرده است.

۱۴- نام«قرآن» ۴۱ بار در نهج‌البلاغه ذکر شده است. (توضیح اینکه مراد فقط کلمه قرآن است) البته در نهج‌البلاغه ازقرآن تعبیرات دیگری شده است مثلا «کتاب»، «کتاب الله»، «کتابه» و غیره.

۱۵-  از مجموع ۲۴۱ خطبه نهج‌البلاغه ۸۶ خطبه موعظه و یا لااقل مشتمل بر یک سلسله مواعظ است مانند خطبه ۱۷۶ که با جمله «انتفعوا ببیان الله» آغاز می‌شود و خطبه ۱۹۲ که به خطبه قاصعه و خطبه ۱۹۳ که به خطبه متقین معروف است. و از مجموع ۷۹ نامه در نهج‌البلاغه، ۲۵ نامه تماما موعظه و یا متضمن جمله‌هایی در نصیحت و اندرز و موعظه است. مانند اندرز نامه آن حضرت به فرزند عزیزش امام مجتبی ـ علیه السلام ـ که نامه ۳۱ می‌باشد و فرمان معروف آن حضرت به مالک اشتر که طولانی ترین نامه‌ها است(نامه ۵۳) و نامه ۴۵ که همان نامه معروف آن حضرت به عثمان بن حنیف والی بصره است. و از مجموع ۴۸۰ حکمت موجود در نهج البلاغه تماما مشتمل بر پند، اندرز و نصیحت و موعظه می‌باشد.

۱۶- ۸۷ آیه از ۴۳ سوره قرآن در نهج البلاغه آمده است.

۱۷- در نهج البلاغه ۱۶ حدیث نبوی ذکر شده است.



لینک ثابت
موضوع : مذهبی - با شهدا
ارسال توسط kanoon-hamyari1
بازدید : 312 مرتبه
تاریخ : 6 اردیبهشت 1393
کودکان را به خاطر پنج چیز دوست می ‏دارم:

اول آن‏که بسیار می ‏گِریند
دوم آن‏که با خاک بازى می ‏کنند،
سوم آن‏که دعوا کردن آنان همراه با کینه نیست؛
چهارم آن‏که چیزى براى فردا ذخیره نمی کنند،
پنجم آن‏که می ‏سازند و سپس، خراب می ‏کنند .

 (پیامبر اکرم(ص)/ مواعظ العددیّه)

 



لینک ثابت
موضوع : بدون موضوع - بدون موضوع
ارسال توسط kanoon-hamyari1
بازدید : 407 مرتبه
تاریخ : 4 اسفند 1392

چندروز پیش با آبجی کوچیکم رفته بودیم سینما، شش سال دارد،خیلی وقت بود که دلش میخواست بریم سینما.
من قول داده بودم که ببرمش
به سینما رسیدیم و رفتیم دو بلیط خریدیم،خواهرم از خونه گفته بود که میخواهد چادر مشکی اش را بیاره و سرش کنه.بهش گفتم که سینما تاریکه و نیازی نیست،میخواستم اذیت نشه چون دست و پاش رو میگیره.و توی ورجه وورجه کردناش که تمومی هم نداره میترسم زمین بخوره.
ولی نهایتاً قبول نکرد و چادرش رو اتفاقاً همون توی ماشین محکم سرش کرد و بعد پیاده شد و با هم از توی پیاده رو به سمت سینما رفتیم.
توی راه از دور دیدم که گعده های دوستانه ی مختلطانه ی صمیمانه ی بی حجابانه ی زیادی دور و بر سینما هست.
چه کسانی که فیلم را دیده بودند و اومده بودند بیرون چه کسانی که منتظر شروع سانس بودند. در یک لحظه توی ذهنم گذشت عجب کاری کردیم ها!الان من ریشو رو با خواهر چادری ام میبینن همه و با خودشون کلی فکر میکنن که این مذهبی ها ببین چطوری بچه هاشونو عذاب میدن و اذیت میکنن،بعد گفتم نه ،احتمالاً برق شادی رو تو چشماش میبینن و حدس میزنن که خودش خواسته چادر سر کنه و ما مجبورش نکردیم که جلو جلو توی سن پنج شش سالگی این سختی رو تحمل کنه،بعد گفتم نه احتمال هم داره با خودشون بگن این بچه الگوش مادرشه چون اونو می بینه نفهمیده و نسنجیده فقط دوست داره مثل اون باشه و طفلکی داره اذیت میشه.
بعد گفتم خب چکار کنیم؟!
نمیشه که مادرش و خانم های اطرافیان نزدیک همه چادر سر نکنند که این الگو نگیره و اذیت نشه که!بعد گفتم نه،اصلاً باید الگو بگیره خب،درستش اینکه کم کم یاد بگیره از همون ها.
بعد گفتم...
خلاصه یک مسیر دو سه دقیقه ای رو تو همین افکار باهم رفتیم که چند تا نکته برای من و شما داشت:
-به حرف و فکر مردم چکار داریم؟!
زن ها و دخترها،دین خدا رو باید تمام و کمال رعایت کنند و بچه ها هم باید الگو بگیرند و حتی زودتر از موعد،گاهی به خواست و اصرار خودشونو با حجاب به سختی می اندازن،خب بندازن.مثل خیلی از  لجبازی ها و کارهای دیگشون،فقط سر این یکی باید مدافع حقوق بچه ها بشیم حتی با در آوردن گریه اش؟!
-اکثر قریب به اتفاق خانم های جوان و کم حجابی که خواهرم و من رو دیدند نه تنها اعتراض و اخم و تخم و اینها نکردن بلکه کلی قربون و صدقه اش رفتن و گفتن وای وای وای این وروجک نیم وجبی رو نگاه کن،آفرین چه دختری به به به...
-بچه ها در امر به معروف عملی و زبانی استاد هستند و با اعمال و رفتار و شیرین زبونی هاشون خیلی خوب امر به معروف و نهی از منکر میکنند.ما چه کاره ایم که با توجیه اینکه اطرافیان از ما و بچه ها ناراحت میشن جلوشونو بگیریم.خواهرم وقتی قضیه حجاب رو براش توضیح دادیم،توی مهمونی و ختم و مسجد و پارک و خیابونو رستوران و هرجائی که خانم های کم حجاب رو میدید سریع و بلند بلند میگفت وای وای وای چه خانم بدی،حرف خدا رو گوش نداده و موهاش بیرونه و لاک زده جلوی مردا و...
و خودمون از ترس آبرو متاسفانه این موضوع رو در او به تعطیلی کشوندیم!!!
به نظرم میاد نباید این کارو میکردیم...
آبجیم یه با ر  به یکی از آشنایان که توی خونه جوراب نمیپوشید گفت چرا جوراب نمیپوشی، و اون بنده خدا هم گفت بعداً بهت میگم.چند بار دیگه هم بهش گیر داد و پرسید تا نهایتاً با آبجیم رفتن توی اتاق و ما شنیدیم که آبجیم میگه:((همشون؟!))
پیش خودم فکر کردم نکنه برای خلاص شدن از دستش چیز غلطی یادش داده باشه.
بعداً از آبجیم پرسیدم فلانی چی بهت گفت؟
گفت فلانی بهم گفت من جورابام سوراخ بود و برای همین نپوشیدم،آبجیم هم پرسیده:((همشون؟!))
یعنی اینکه خلاصه از دسته بجه ها نمیشه در رفت.
-یه بار که من به خاطر یه موضوعی سرش داد زدم با چشمون گریون بهم گفت:پیامبر فرمودند: "نباید داد زد."
پیامبر فرمودند رو ازیک برنامه تلویزیونی یاد گرفته.))
یا به شیوه ای  ارسطوئی میگفت:"آیا داد زدن کار خوبی است؟"
و بعد من از دلش در آوردم طفلکی!
-نقش فرزندان و بچه های کوچک در تربیت و امر به معروف و نهی از منکر بزرگترها مهم و حیاتی است.

نوسینده:علی امینی



لینک ثابت
موضوع : فرهنگی - فرهنگی
ارسال توسط kanoon-hamyari1
بازدید : 333 مرتبه
تاریخ : 4 اسفند 1392
 
به گزارش گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»، حجت‌الاسلام شهاب مرادی در حاشیه مراسم گلریزان برای مددجویان کانون اصلاح و تربیت استان تهران با اشاره به نقش ارزشمند مهربانی در زندگی اجتماعی و فردی افراد بسیاری از معضلات امروز را ناشی از بروز خشم، غضب، غم و اندوه در جامعه برشمرد و اظهار داشت: حاکمیت و دولت در بسیاری از مسائل و آسیب‌های اجتماعی نقش دارند و رسیدگی به بسیاری از معضلات همچون کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست برعهده دولت است.
 
وی ادامه داد: با توجه به صراحت قانون رسیدگی به کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست باید از طریق بودجه بیت‌المال صورت گیرد.
 
رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با انتقاد از دستگاه‌های مکلف در رسیدگی به این کودکان افزود: طبق قانون ، 18 دستگاه مکلف به رسیدگی به کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست جامعه هستند و رسانه‌ها باید نسبت به این دستگاه‌های مکلف پرسش داشته باشند.
 
(به نظر من نه تنها رسانه ها بلکه تشکل ها و کانون های دانشجویی و مردمی(NGOها) مرتبط با این موضوع نیز باید این18 دستگاه را شناسایی و پرسش های خود(مطالبات کودکان بی سرپرست و بد سرپرست) را از این دستگاه ها داشته باشند)
 
 


لینک ثابت
موضوع : بدون موضوع - بدون موضوع
ارسال توسط kanoon-hamyari1
صفحه ی بعدی (/2/) 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ... صفحه ی قبلی (0)
نمایش صفحه ی 1 از 35   |   5 نمایش در هر صفحه

مطالب اخیر
پیوند ها

اسلایدر

دانلود فیلم